روضه امام حسین "علیه السلام" - تاریخ: 1395/12/8 ساعت: 19:33
السلام علیک یا اباعبدالله ؛   یک نقطه ی سالم بر این پیکر ندارد گنجایش این نیزه را دیگر ندارد جسمی ته گودال هست و سر ندارد انگشتهایش رفته...انگشتر ندارد   جای سم یک اسب در جانش فرو رفت یک تیر در گودی چشمانش فرو رفت آیات ناطق توی قرآنش فرو رفت با پشت نیزه کل دندانش فرو رفت   لشگر هجوم آورد و صحرا جابج...
شعر حضرت قاسم غزل حضرت قاسم "علیه السلام" - تاریخ: 1395/12/8 ساعت: 19:33
السلام علیک یا قاسم بن الحسن ؛   چه غریبانه تنش داشت ز هم می پاشید اتصال بدنش داشت ز هم می پاشید   آن قدر زیر سم اسب به هم ریخته که انسجام دهنش داشت ز هم می پاشید   آن طرف با نوک نیزه متلاشی شده و  این طرف پیروهنش داشت ز هم می پاشید   بی زره آمده بود و همه اش را بردند ریشه های کفنش داشت ز هم می پاشی...
غزل امام رضا علیه السلام - تاریخ: 1395/12/8 ساعت: 19:33
هوای صحن هایت از سرم بیرون نمی آید گدا با دست خالی لاجرم بیرون نمی آید   خودت رو داده ای بی شک، و زائر هم یقین دارد بمیرد بی اجابت از حرم بیرون نمی آید   طوافت داده ام فیروزه ام را آن چنان مست است که از انگشت من انگشترم بیرون نمی آید   کنار حوض سقا خانه ات عباس می آید که از خوان کریمان جز کرم بیرون ...
شعر عاشورایی غزل امام حسین [علیه السلام] - تاریخ: 1395/12/8 ساعت: 19:33
خدا برای جهانش به فکر رحمت بود حسین علت خوبی برای خلقت بود   دلایلی متفاوت برای مستی هست دلیل مستی ما ها که چای هیئت بود   زهیر...جون...حر...عابس و حبیب و بریر همیشه حضرت ارباب با محبت بود   هنوز از حرمش بوی سیب می آید و قتلگاه پر از خون با شرافت بود   نشسته بود ولی ایستاده جان میداد تنش شکسته ولی ب...
غزل فاطمیه - تاریخ: 1395/12/8 ساعت: 19:33
چه غریبانه قوای سخنش ریخت بهم ضربه ها آمد و نظم بدنش ریخت بهم   لحظه ای پیش که آرام سوی در می رفت رفتنش خوب...ولی آمدنش ریخت بهم   مهره های کمرش یک به یک از هم وا شد مادری در اثر ضربه تنش ریخت بهم   مادری زیر لگدهای هجوم آور ها... محسنش خورد زمین و حسنش ریخت بهم   تا زمان بود همه بر دهنش مشت زدند جم...
شعر فاطمیه - تاریخ: 1395/12/8 ساعت: 19:33
ناگهان دید ازدحامی شد دور مادر پر از حرامی شد   آتش افتاد گوشه ی چادر نفسش پر سر و صدا می شد   درب خانه شکست و بعد از آن داشت مسمار بی حیا می شد   قنفذ آمد دوتا دوتا میزد ضربه اش داشت بی هوا می شد   همه گفتند فاطمه افتاد کمر مادرم که تا می شد   مهره های میانی کمرش آه انگار جابجا می شد   از نوک چکمه ...
شعر امیرالمومنین - تاریخ: 1395/12/8 ساعت: 19:33
عطر علی در ما صد وده بار میپیچد مثل گلابی که دم افطار میپیچد   مولا تماما آینه در آینه حق است اصلا خدا در حیدر کرار میپیچد   آری اذان بی علی یک پای آن لنگ است نام علی در ماذنه بسیار میپیچد   نوبت به اشهد... که رسد آنجا موذن هم یک لحظه در ذهنش به هم اذکار میپیچد   یک لحظه در ذهنش جهان انگار میچرخد یک...