السلام علیک یا قاسم بن الحسن ؛
چه غریبانه تنش داشت ز هم می پاشید
اتصال بدنش داشت ز هم می پاشید
آن قدر زیر سم اسب به هم ریخته که
انسجام دهنش داشت ز هم می پاشید
آن طرف با نوک نیزه متلاشی شده و
این طرف پیروهنش داشت ز هم می پاشید
بی زره آمده بود و همه اش را بردند
ریشه های کفنش داشت ز هم می پاشید
یک "عمو" گفت همه مشت به لبهاش زدند
بند بند سخنش داشت ز هم می پاشید
و عمو سوخت که در روبروی چشمانش
قاسم بن الحسنش داشت ز هم می پاشید
#نیما_نجاری
برچسب:
نویسنده: حمید موسوی