هدیه به پیشگاه امام مجتبی [علیه السلام] بمناسبت میلاد مبارکشان ؛
خبری خیر ز دامان عرب میریزد
دائما این خبر از گوشه ی لب میریزد
چهارده مرتبه از عرش رطب میریزد
دارد انگار زمین از سر شب میریزد
منشا کل عنایات به دنیا آمد
طعم شیرین مناجات به دنیا آمد
توامان باب کرامات به دنیا آمد
نمک سفره ی سادات به دنیا آمد
کودکی آمده تا قبله ی دیگر باشد
معنی تازه ای از واژه ی دلبر باشد
آمده تا کرم حضرت داور باشد
میتوانست اگر خواست پیمبر باشد
رکن کعبه به جنون آمده تعظیم کنید
جوششی خاص به خون آمده تعظیم کنید
از لبش شهد فزون آمده تعظیم کنید
شیر از پرده برون آمده تعظیم کنید
چه قدر حضرت میخانه تلاطم دارد
چه قدر در سخنش نفحه ای از خم دارد
آب از خاک درش میل تیمم دارد
چهارد مرتبه این صحنه تجسم دارد
چهارده مرتبه محشر شدنش را عشق است
به اولوالعزم مسخر شدنش را عشق است
سبب شادی کوثر شدنش را عشق است
پسر ارشد حیدر شدنش را عشق است
از کنار رجزش نیز عسل می افتد
آدمی یاد مشاهیر غزل می افتد
میمنه...میسره...دارد به جدل می افتد
لشکری پشت سر شیر جمل می افتد
چه قدر از کرمت شهر هیاهو دارد
چه قدر دست کرامات تو جادو دارد
چه کسی مثل تو تاب سر گیسو دارد؟!
جان مولا چه قدر چشم تو آهو دارد
بنویسید که ما پیرو خط یمنیم
در ارادت همه سلمان و اویس قرنیم
بنویسید که ما شیعه ی خونین کفنیم
ما مسلمان شده ی دست امام حسنیم
ای که یک عمر دلم لک زده لبخندش را
چه کسی مثل تو آورده همانندش را
قاسم چون عسل، عبداله چون قندش را
نام "یا فاطمه" و بستن سربندش را...
ای امامی که چهل سال پرت را کشتند
دم افطار دل پر گوهرت را کشتند
شاهد غربت کوچه...جگرت را کشتند
کربلا جای تو آری پسرت را کشتند
منشا کل عنایات به دنیا آمد
طعم شیرین مناجات به دنیا آمد
توامان باب کرامات به دنیا آمد
نمک سفره ی سادات به دنیا آمد...!.
#نیما_نجاری
برچسب:
نویسنده: حمید موسوی