
غزل مثنوی بمناسبت عیدغدیر ؛ اسدالله چنان جلوه ی داور دارد کادمی شک به خدا بودن حیدر دارد کعبه که جای خودش سیزدهِ ماه شما بهتر آن بود زمین نیز ترک بردارد من نمک گیر توام رزق مرا میدهی و شاعر از دست شما لطف مکرر دارد صاحبم هستی و شهرنجفت خانه ی من خانه از لطف شما اینهمه نوکر دارد مثنوی آمده هی دور سرم میچرخد باز این شعر ندانم که چه در سر دارد ؛ "أنت خیرالبشر" ای حضرت خورشید، علی "من أبی قد کفر" ای ...
ادامه مطلب